Google Pagerank Checker Tool دستهای خالی
دستهای خالی
دستور دادم تا بدنم را بدون مومیایی به خاک سپارند تا ذره ذره وجودم خاک ایران را بوجود اورد
قالب وبلاگ
حالا اگه میتونی تقلب کن!!!!!




طبقه بندی: طنز، ازاد،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 06:19 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.

شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.

تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.

... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم





طبقه بندی: ازاد،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 01:54 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
جمعیت جهان = ۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر
اگه من بمیرم = ۶,۹۹۹,۹۹۹,۹۹۹ نفر
همه اعداد عوض میشه ، قدر منو بدون !!! …



طبقه بندی: طنز، ازاد،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 02:45 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی
ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم



طبقه بندی: معما، طنز، ازاد، داستان،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 04:44 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]


اینجاسرزمین واژههای وارونه است
جاییکه"گنج جنگ میشود
درمان:نامرد میشود
قهقهه"هق هق میشود
اما دزد همان دزد است
درد همان درد و
گرگ همان گرگ...





طبقه بندی: ازاد،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 09:21 قبل از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
هه
ببینید از همون بچگی داره ورزشکار بچه هاشو بار میاره!




طبقه بندی: طنز، ازاد،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 09:12 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌ کشی کردند.
روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌ شویی بهتری بخرد.»
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!!!!



طبقه بندی: ازاد، طنز، داستان،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 01:39 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]

کمی از غسل زیر پیرهن ماند

کمی از خون خشک بر بدن ماند

کفن را در بغل بگرفت و بو کرد

همان طفلی که آخر بی کفن ماند

اللهم العن اول الظالم الظلم حق محمد وآل محمد و مماتی ممات محمد وآل محمد...

انشاالله

خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .


این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 09:22 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
یه عکسه خیلی خودمونی از مربی و چندتا از بازیکنانه تیم بارسلونا گذاشتم
با اینکه خیلی ازشون خوشم میاد و از مسخره کردنشون ناراحت میشم اما واقعا وقتی این عکسو دیدم نتونستم جلو خودمو بگیرم  از خنده روده بر شدم
این عکس فقط یه جور شوخی با بازیکنان دوست داشتنیه تیم مورد علاقمه
در ضمن امیدوارم امشب بارسلونا بازم مثله همیشه پیروز میدون باشه و پوزه رئالی های محترمو به خاک بسپاره
واسه دیدنه عکس خیلی جالب برو ادامه مطلب!

واسه دیدنش زود باش برو ادامه مطلب...

طبقه بندی: طنز، ازاد، ورزشی،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 08:19 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]


کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه...!


استقلال ۱...چون یه گل زده...پرسپولیس ۰...چون یه گل نزده...!


ایگواین حمله میکنه... البته کاکا هستش چون ایگواین ۲۰ دقیقه پیش تعویض شد!


مسی خیلی بهتر از كیریس رونالدو هست؛ ولی انصافاً رونالدو هم چیزی از مسی كمتر نداره


حالا دیگه با بودن هاشمیان در زمین قدرت سرزنی نوروزی هم بالا میره..!!


نقطه پنالتی رو میبینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته!!


دوربین داره ساق پای بازیكن‌ها رو نشون میده :...
خستگی رو میشه از ساق پای بازیكنا دید




طبقه بندی: ازاد، طنز، ورزشی،
این صفحه را به اشتراک بگذارید
[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 04:26 بعد از ظهر ] [ ensieh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 25 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

می گویند این روز ها در محل تکیه زدنت به کعبه دوربین مخفی نصب کرده اند و شبانه روز تک تیر اندازانی مشرف بر خانه خدا درحالت آماده باش هستند!

آری مهدی جان؛ دشمنانت بیش تر باورت کرده اند...


نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Pichak go Up
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ]